سفیه کیست و چه فرقی با دیگر محجورین دارد؟

سفیه در نتیجه ی عدم رشد، حق تصرف و مداخله در امور مالی شخصی خود را ندارد. قانون برای حمایت از این افراد برای ایشان قیم تعیین می کند.

تا به حال عبارت سفیه را شنیده اید؟ سفیه همان شخص غیر رشیدی است که در ماده ۱۲۰۸ قانون مدنی به آن اشاره شده است؛ به معنای شخصی که نمیتواند در امور مالی خود عقلانی تصمیم بگیرد و اقدامات مالی وی میتواند موجب ایجاد ضرر به خود یا دیگران شود. بنابراین توانایی مداخله در حقوق مالی خود را ندارد.

حق تصرف و مداخله در امور مالی شخص، یعنی قدرت تصمیم گیری وی درباره اموال و دارایی اش و نحوه انتقال آن ها و تصرفات دیگر همچون بازسازی یک ملک. سفیه یا شخص غیر رشید از حقوق مالی برخوردار است اما حق تصرف در امور مالی خود را ندارد.

یعنی اگر آقای الف صاحب یک ملک و یک ماشین و دویست میلیون تومان پول است، پس از  احراز محجویت و سفاهت وی در دادگاه نیز همچنان مالک آن ملک و اتومبیل و پول خواهد ماند اما اجازه ی اجاره ی ملک، ,فروش خودرو یا خرج آن پول را بدون اجازه ی قیم قانونی اش نخواهد داشت.

اعمال سفیه

سفیه نه تنها حق مداخله در اموال خود با انجام معاملات را ندارد بلکه اجازه هیچ اقدام غیر مالی دیگری را که به نوعی به اموال وی مرتبط شود، نیز ندارد. برای شفاف سازی یک مثال میزنیم: اقرار یعنی اظهارات یک شخص علیه خود و قرار در دادگاه بزرگ ترین دلیل برای قاضیست تا اقدام به صدور حکم کند. حال آقای الف که سفیه است در دادگاه اقرار میکند که ملکش را به اقای ب فروخته و مبلغ متناسب را نیز دریافت کرده است اما اقدام به تنظیم سند رسمی نکرده است.

آیا قاضی حکم به مالکیت آقای ب و الزام به تنظیم سند رسمی میدهد؟خیر چرا که اقرار سفیه در خصوص اموال خود مورد قبول نیست و انگار هرگز اظهار نشده است و قاضی برای پرونده ای که مثال زدیم به مدارک و دلایل دیگری غیر از اقرار سفیه میپردازد.

ماده ۱۲۶۳ قانون مدنی: اقرار سفیه در امور مالی خود موثر نیست.

سفیه عقل معاش ندارد و برای هرگونه امور مالی خود حق هیچ گونه اقدام ندارد_چه ان اقدام خود مالی باشد، مثل انعقاد قرارداد خرید و فروش یا صدور چک چه غیر مالی مثل اقرار_ و برای این مداخله نیاز به شخصی تحت عنوان قیم قانونی دارد که به جای وی در امور مالی وی تصمیم میگیرد. این موضوع دو استثنا هم دارد.

اولا در رابطه با معاملات بلاعوض به معنای معاملاتی که در آن یک شخص تنها سود میکند و نیاز به پرداخت چیزی در مقابل آن یا همان ما به ازا نیست. سفیه یا شخص غیر رشید نیز میتواند همانند صغیر ممیز_به معنای نابالغی که فرق خوب را از بد تشخیص میدهد_معاملات بلاعوض انجام دهد و آن معاملات موثر خواهد بود. همانند هبه به معنای هدیه دادن و گرفتن یا صلح بلاعوض.

ثانیا در خصوص ایجاد خسارت یعنی اگر سفیه به شخصی به نوعی خسارتی وارد کند یا موجب تلف مالی شود خود ملزم به جبران خسارت میباشد و سفیه بودن وی مانع جبران این خسارت نیست

تفاوت سفیه و سایر محجورین

 این اولین تفاوت سفیه با دیگر محجورین است که اگر مجنون یا صغیر غیر ممیز مالی را تلف نمایند ضامن_مسئول_ جبران خسارت نخواهند بود اما این موضوع در رابطه با سفیه صادق نیست .

تفاوت دوم در رابطه با بحث محدودیت این اشخاص در امور مالی و غیر مالیشان میباشد. صغیر و مجنون نه در امور مالی و نه در امور غیر مالی صلاحیت تصمیم گیری حداقل به تنهایی را ندارند.

برای مثال یک کودک یا یک مجنون اجازه ی فروش ملک و همچنین ازدواج را ندارند اما اقای الف که سفیه است اجازه ی فروش ملک خود را ندارد اما میتواند ازدواج کند! فقط درخصوص امور مالی متصل به ازدواج همانند مهریه قیم اقای الف است که تصمیم میگیرد! عجیب یا شاید اشتباه است اما قاعده ی جاری در حال حاضر همینست.

و اما تفاوت سوم:مجنون یا صغیر اگر اقدام به انعقاد قراردادی کنند، آن قرارداد کاملا باطل و بی اعتبار است. گویا که هرگز منعقد نشده است اما در موارد محدودی مثل بحث مرتبط با تاجر ورشکسته، وی میتواند دست به انعقاد قرارد بزند و ان قرارداد کاملا بی اعتبار نمیشود اما اعتبار گرفتن آن مشروط است به اجازه ی طلبکاران. درواقع آن قرارداد غیرنافذ است,موثر نیست مگر با انضمام مجوز طلبکاران و پس از آن معتبر تلقی میشود.

احراز حجر و اعاده اعتبار

اما احراز غیر رشید بودن یا همان سفیه بودن میتواند به صورت های مختلفی انجام شود. مثلا درخواست پدری برای صدور حکم سفاهت برای پسرش با استناد به معامله چند ملک به قیمت های ناچیز توسط وی! یا میتواند به علت ورشکستگی محرز شود.

تاجر ورشکسته که در اصطلاح فقه و حقوق مفلس خوانده میشود پس از ورشکستگی  اجازه مداخله در امور مالی خود را ندارد چرا که حکم محجوریت وی برای حفظ مصلحت طلبکاران و عدم ایجاد ضرر برای اشخاص ثالث صادر شده است. هردوی این ها میتوانند درخواست اعاده اعتبار کنند تا اجازه ی مداخله در امور مالی خود را پیدا کنند.و دادگاه در صورت نیاز این حکم را صادر خواهد کرد.

 اما دلیل سوم احراز سفاهت میتواند مرتبط با سن اشخاص باشد. همه ی اشخاص زیر هجده سال از نظر قانونی غیر رشید محسوب میشوند و حق مداخله در امور مالی را بدون اجازه  قیم نخواهند داشت؛ مگر انکه بتوانند عقل معاش خود را در دادگاه به اثبات برسانند و در ان رابطه حکم قضائی بگیرند.

در غیر این صورت به محض آنکه به سن هجده سال برسند رشید محسوب میشوند و میتوانند اموال خود را تحویل بگیرند. بنابراین سن ۱۸ سال از نقطه نظر قانون سن رشد محسوب میشود و هیچ ارتباطی به سن بلوغ که در دختران نه سال تمام و در پسران پانزده سال تمام است ندارد.

http://dadfaranrahnama.com/?p=2511

لینک کوتاه

شاید این مطالب را نیز بپسندید:

تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل موضوع، سبب و متعهد تعهد

تبدیل تعهد چیست؟

انتخاب دادگاه حقوقی یا کیفری؟

ماهیت قرارداد اجاره

مال منقول و غیر منقول چیست و اهمیت آن چیست؟

اهمیت بیمه و انواع آن

۱ پاسخ
  1. فرهاد
    فرهاد گفته:

    با سلام و احترام .قابل ذکر است که تاجر ورشکسته مفلس خوانده نمی شود .تذکر:تعریف مفلس در حقوق مدنی و تاجر ورشکسته در حقوق تجارت و قوانین مرتبط با آنها متفاوت است .ضمنا سن بلوغ منظور ۹ سال تمام قمری در دختران و ۱۵ سال تمام قمری در پسران است .با تشکر.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *